M هی بابا |
|||
دو شنبه 12 خرداد 1393برچسب:عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟, :: 12:50 :: نويسنده : بوچک
روزی مجنون از سجاده ی شخصی عبور کرد، مرد نماز را شکست و گفت: مردک! در حال راز و نیاز با خدا بودم، تو چگونه این رشته را بریدی؟؟ مجنون لبخندی زد و گفت: عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم، تو چگونه عاشق خدایی و مرا دیدی؟؟ نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان M هی بابا و آدرس m1376.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. ![]() نويسندگان |
|||
![]() |